فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

25

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

مىآورد . همين كه به قصر مجمع علمى وارد شديم شخصى در لباس رسمى از جمعيت جدا شد و به حضور شاه رسيد و به زبان فارسى خير مقدم گفت . اين شخص مستشرق شهير فامبرى « 1 » دوست ارنست رنان « 2 » بود . فامبرى از شدت عشقى كه به مشرق زمين داشته براى آن كه آنجا را به خوبى ببيند و تحت مطالعه در آورد چندين سال به يكى از پرمشقت‌ترين زندگانىها تن در داده و تركستان و ايران را به لباس درويشى پاى پياده و كشگول به دست طى كرده و مدتى نيز به گدايى و تصدق گرفتن معيشت خود را گذرانده است و در تشبه به دراوبش و اجراى آداب درويشى و تكلم به مقال ايشان چنان ماهر شده كه هيچ‌كس ندانسته است كه او يك تن اروپايى است كه به اين لباس درآمده . پس از آن كه به عجله موزه و مجمع علمى را ديدن كرديم از همانجا به جزيرهء سنت مارگريت « 3 » ملكى آرشيدوك ژوزف رفتيم و از ديدن چشمه‌هاى آب گرم آن محظوظ شديم و قدمى نيز در پست زديم و روز خود را به اين ترتيب به آخر رسانديم . چون من شخصا دعوت شده بودم كه چشمه‌هاى آب گرم معروف هونيادى يانوس « 4 » را ببينم با آقاى زاكس لنر « 5 » مالك آن روز 28 اوت به آنجا رفتم . به سرزمينى ريگزار رسيديم كه اگر چند تاكستان در آنجا نبود مىگفتم كه استعداد هيچ‌گونه زراعتى را ندارد . بلى از همين زمين لم يزرع كه از كثرت چاه به صورت غربالى در آمده است روزى هزارها هزار بطرى آب معدنى ملين به چهار جهت دنيا حمل مىشود . از سيصد چهار صد متر مربع زمين همين نقطه ثروت سرشارى به دست مالك مىآيد كه مثل چشمه‌هاى آب آن زاينده و جاويدان است . با اين معدن زر اين زمين شرابى عالى دارد كه آقاى زاكس لنر به من از آن چشاند و پس از چشيدن دانستم كه ما بين طعم آن و طعم آب‌هاى معدنى اين نقطه تفاوت از زمين تا آسمان است . ساعت نه شب 28 اوت سوار قطارى شديم كه بايد ما را از ميان ولايت گاليسى و كوه‌هاى كارپات به سرحد روسيه برساند گاليسى ولايتى فقير است و اين نكته را از

--> ( 1 ) . Vambery ( 2 ) . Ernest Renen ( 3 ) . Sainte Marguerite ( 4 ) . Hunyadi Janos ( 5 ) . Saxtlehner